تبلیغات
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯ - خاطرات معلم شیمی(عشقم)
ღ مغزمـ وقتیـ رد داد کــ هورمونــ شادیــ ترشحــ نمیــ کرد و منــ شاد بودمــ ღ
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯
پنجشنبه 28 بهمن 1395 :: نویسنده : نویسنده مریخی
دستش بخیه خورده بود ما پرسیدیم.خانوم چی شده؟
گفت:هیچی،با شوهرم دعوا کردم گفتم:من دیگه تو رو نمی خوام
باید طلاقم بدی
بعد گفت:هیچی داشتم.کدو(کوی)پوست میکردم.دستم رو بریدم حالا شوهرم

خونه نبود.خواهر شوهرم اومدآشپزخونه و من رو بردند بیمارستان و....
.....................................................................................................................................................
معلممون داشت خاطرات دانشجوییش رو میگفت.جنوب بودند.می گفت:

من عاشق خرید کردن بودم تا پول دستم میومد باید میرفتم بازار.....دوستم برای

اینکه من کار رو نکنم من رو برد طلا فروشی قسطی طلا گرفتم افسرده شدم.زدم داخل کار کلاس

خصوصی.آیی پول داشت.بعد یهویی بحث ازدواجش رو مطرح کرد
پدربزرگم با دوستش دوست صمیمی بودند.پسره اومد خاستگاریم...بعد بابام یهویی گفت که

آره برن بیرون با هم صحبت کنند.من رفتم آشپزخونه به مامان گفتم:مامان بابا چی میگه؟؟؟

چی شی بریم بیرون؟حالا خواهرش داشت حرص میخورد سر خاستگاری بچه ها بینشون نشسته

بودندو....
با هم دیگه رفتیم دریا کنار.ساعت 10 باید برمیگشتیم.روی تپه نشستم و

 از شغلش و اینا داشت حرف میزد.یهویی گشت ارشاد اومد.اون موقع ها خیلی گیر میدادن

گشت ارشاد:شما اینجا چکار میکنین؟زنگک بزنم به خانواده هاتون بگم؟

شوهر:ما داریم درباره....

من:چی شی میگی؟ما دو تا نامزدیم.

ارشاد:آره الان که میرید به پدرمادراتون زنگ میزنید معلوم میشه

من:میخوایی زنگ بزنی؟لازم نکرده.من خودم الان زنگ میزنم.زنگ زدپدرش،پدرش


به ارشاد گفت:غلط کرده

ارشاد سرآخر گفت:ایشااله به پای هم خوشبخت شید







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 3 اسفند 1395 10:50 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری
ممنون که بهم سر زدی
نویسنده مریخی مرسی
دوشنبه 2 اسفند 1395 07:18 ب.ظ
خخخخخخخ
شنبه 30 بهمن 1395 01:50 ب.ظ
خواهری من چطورهههه
اجی ایدی تل بده ک من زیاد نمیتونم بیام وب
نویسنده مریخی اوکی
جمعه 29 بهمن 1395 08:58 ب.ظ
عوووو چشمام کور شد .دیده نمیشه اصن متن



آپم :)
نویسنده مریخی متن درست شد................الان میایم
پنجشنبه 28 بهمن 1395 07:56 ب.ظ
نویسنده مریخی
پنجشنبه 28 بهمن 1395 06:06 ب.ظ
سلاممممم
وب زیبایی داررری عالیه تبریک میگم دختررر استقلالی
مررسی به وب من که متعلق به همه استقلالیاس سر زدی
نویسنده مریخی


درباره وبلاگ


هیچوقت سعی نکردم آدم خوبی باشم...نیازی هم نداشتم به اینکه آدم خوبی باشم از متوسط بودن بیزارم...حاضرم بدرنگ باشم..اما بیرنگ نباشم...درگیر نیستم...درگیر حصارهایی که شما درگیرشید درگیر کلاس و پرستیژ و شخصیت و غیره جات...من همینم که هستم..بی نقاب.. دختر وحشی...و تا زمانیکه اهلیم نکردی..برای من هیچ فرقی با دیگران نداری...نه من نیازی ب تو دارم نه تو بمن..اهلی شدن یعنی نیاز پیدا کردن..نیاز به وجود چیزهایی برای اینکه خودت باشی..و من برای خودم بودن.. به چیزی نیاز ندارم...نه نردبونی که منو به سمت اوج ببره و نه طنابی که منو از قعر بیرون بکشه..و این منم.. بی شیله پیله.. خود خودم..دختر وحشی. شاعرنیستم..ولی بلدم چطور با کلمات پلی استیشن بازی کنم.. من آن دختری هستم که هرگز نمیفهمد که چرا هرگز نفهمید که آیا نفهم است یافهمیدن مفهوم شده ها را نمیفهمد.

روز مانده تا کنکور887

مدیر وبلاگ : نویسنده مریخی
نویسندگان
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :