تبلیغات
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯ - امروز برگ چهارم از دوازدهمین شاخه درخت اسفند 1395
ღ مغزمـ وقتیـ رد داد کــ هورمونــ شادیــ ترشحــ نمیــ کرد و منــ شاد بودمــ ღ
↯✘ خـط خطـی هـای یـه روانـی ✘↯


خب خب.از زنگ آخر شروع میکنم....

زیست داشتیم......ساغر دیروز که زیست داشتیم دیر اومد.معلمم اجازه نداد

ساغر کلی خواهش و تمنا کرد.معلم گفت:چرا دیر میایی؟15 دیقه تاخیر داشتی؟؟؟

ساغر گفت:خانوم ما از خزر میایم.معلم جواب داد:منم از خزر میام....

بعد معلممون دلش به حالش سوخت گفت:حق نداری بشینی دو تا دستات با یه پات بالا باشه.

ساغر این کار رو انجام داد...یه ذره که گذشت معلم گفت بشین....

حالا امروز زنگ آخر زیست داشتیم ساغر گفت دیدین خانوم دیر نکردم؟

حانیه عزیزی پایین بود.بعد وارد کلاس شد.معلم گفت:کجا بودی؟حانیه گفت:پایین بودم

معلم گفت:آها فکر کردم.مثل بعضیا از خزر اومدی.......


معلم گفت:شنیدم امتحانتون شما رو باد داده.

بچه ها گفتند:خانوم باد نداده.باد آورده

زنگ سوم فیلم دیدم در مورد مولکول آب فوق العاده عالیییییی بود از دوستم فیلمش رو میگیرم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



درباره وبلاگ


هیچوقت سعی نکردم آدم خوبی باشم...نیازی هم نداشتم به اینکه آدم خوبی باشم از متوسط بودن بیزارم...حاضرم بدرنگ باشم..اما بیرنگ نباشم...درگیر نیستم...درگیر حصارهایی که شما درگیرشید درگیر کلاس و پرستیژ و شخصیت و غیره جات...من همینم که هستم..بی نقاب.. دختر وحشی...و تا زمانیکه اهلیم نکردی..برای من هیچ فرقی با دیگران نداری...نه من نیازی ب تو دارم نه تو بمن..اهلی شدن یعنی نیاز پیدا کردن..نیاز به وجود چیزهایی برای اینکه خودت باشی..و من برای خودم بودن.. به چیزی نیاز ندارم...نه نردبونی که منو به سمت اوج ببره و نه طنابی که منو از قعر بیرون بکشه..و این منم.. بی شیله پیله.. خود خودم..دختر وحشی. شاعرنیستم..ولی بلدم چطور با کلمات پلی استیشن بازی کنم.. من آن دختری هستم که هرگز نمیفهمد که چرا هرگز نفهمید که آیا نفهم است یافهمیدن مفهوم شده ها را نمیفهمد.

روز مانده تا کنکور887

مدیر وبلاگ : نویسنده مریخی
نویسندگان
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :